ما چند نفر
ما چند نفر مینویسیم از ...
سلللللللللللللااااااااااااااااامممممممممم به همگی سال نو همتون مبارک نمی دونم چرا به جز آقا سینا دیگه کسی تو این وب پیدا نمیشه آخه شماها که نمی خواین حداقل یه سر به این وب بزنین چرا عضو شدین ؟؟؟؟؟؟؟
دلم را سپردم به بنگاه دنیا و هی آگهی دادم اینجا و آنجا و هر روز برای دلم مشتری آمد و رفت و هی این و آن سرسری آمد و رفت ولی هیچ کس واقعا اتاق دلم را تماشا نکرد، دلم قفل بود، کسی قفل قلب مرا وا نکرد. یکی گفت: چرا این اتاق پر از دود و آه است. یکی گفت: چرا دیوارهایش سیاه است. یکی گفت: چرا نور اینجا کم است. و آن دیگری گفت: و انگار که هر آجرش فقط از غم و غصه و ماتم است. و رفتند و بعدش دلم ماند بی مشتری و من تازه آن وقت گفتم: خدایا تو قلب مرا می خری؟ و فردای آن روز خدا آمد و توی قلبم نشست و در را را به روی همه پشت خود بست و من روی آن در نوشتم: ببخشید دیگر برای شما جا نداریم از این پس به جز او کسی را ندارم. امیدوارم که خوب و سالم و موفق باشید.. به هر حال زندگی دیگه. همیشه مشکل و ناراحتی و اعصاب خوردی هست. میگذره همشون. عید رو هم پیشا پیش به همتون تبریک میگم و امیدوارم که سال خوبی داشته باشید و به ارزوهای خوبتون برسید. راستی ورود عضو جدیدمون (شقایق خانم) را هم تبریک میگم و خوشحالم که به جمعمون اضاف شدن و امیدوارم روزای خوبی رو سپری کنیم. همیشه عید ها واسه من فرصت دوباره زنده شدن بوده. واستون بهترین ارزوها رو میکنم. این شعر هم تقدیم به همتون: روی عکسا گردو خاکه بیشتر دلا هلاکه قحطی گلای پونه ست تقدیرا دست زمونه ست عهد و پیمونا شکسته رشته دلا گسسته تقویما رو ماه مهره زندونا پر اسیره آدما یا همه مردن یا که مات و دل سپردن عصر ما عصر فریبه عصر اسمای غریبه عصر پژ مردن گلدون چترای سیاه تو بارون مرگ آواز قناری مرگ عکس یادگاری سال ۸۸ خوبی داشته باشید. سلامممممممممممممممممممممممممممممم من شقایق هستم نویسنده جدید وب و این اولین آپمه امیدوارم خوشتون بیاد. نمی دونید چقدر خوشحالم که به جمع شما دوستای عزیزم پیوستم. سینا جون، پوریا جون، لیدا جون، نیلوفر جون خیلی دوستتون دارم. با اجازه آقاپوریا(مدیر وب) یه دل دارم خدا داره، زمین داره، هوا داره میون دریای غمش کشتی و ناخدا داره یه دل دارم ترک داره، ترس و یقین و شک داره روبام برفیش همیشه یه دنیا بادبادک داره یه دل دارم که غم داره یه عمره اونو کم داره غروبا بیشتر می گیره اما همیشه غافله یه دل دارم دیدن داره، دیوونگیش چیدن داره یه دل دارم دریا داره، کویر داره، صحرا داره یه دل دارم بارون داره، لیلی داره، مجنون داره ناخونده توش زیاد میاد اون همیشه مهمون داره یه دل دارم ماه داره، بیراهه و راه داره اندازه ی ابرای سرد سر راه آه داره از ته دل نمیگم ولی اگه دل نبود دروغ چرا تو دنیامون اینقد غم و مشکل نبود پیش روی دلم میگم توهین نباشه به دلا خوش به حال بی خیالا خوش به حال عاقلا..... چند تا اس ام اس عشقولی واسه تموم عاشقا در ذهن اگر نیافرینمت می میرم، از شاخه اگر نچینمت می میرم، عادت چشمای بی حوصله ام یک روز اگر نبینمت می میرم. دل من قایق و چشم تو دریاست، نشستن در کنار هر دو زیباست. دل من قایق گم کرده راهیست که در آرامش چشمان تو پیداست. اگه یه روز فکر کردی نبودن کسی بهتر از بودنشه چشماتو ببند و اون لحظه ای که کنارت نباشه رو به خاطر بیاراگه چشمات خیس شد بدون داری به خودت دروغ میگی. اینم چند تا اس ام اس خنده دار تو دماغ من چیکار می کنی ....جنبه شوخی داشته باش ....مگه چی گفتم ....خواستم بگم تو نفس منی. برنامه کودکای قم: آخوند صورتی، ملا گجت، حاج آقا و دوستان، شیخ شجاع، حاجی ریزه و منبر سحرآمیز،حاج منصور عسل، مداح زبل، جوجه طلبه زشت، حاجی لنگ دراز. ( تورو خدا ناراحت نشیناااااا اصلا منظور بدی نداشتم) وقتی گوشیت یه تک می زنه به یادتم، دو تا تک می زنه تو فکرتم، سه تا دلم برات تنگ شده،چهار تا دارم از دوریت می میرم، پنج تا بابا گوشیت ترکید جواب بده. .*. سلام من پوریا هستم. میخواستم شقایق جون رو معرفی کنم که ترجیح دادم اخر اپ قشنگش این کار رو بکنم. شقایق جون تقریبا خودش رو معرفی کرده فقط اینو بگم که حدودا ۱۸ سالشه تقریبا هم سن و سال خودمون . من از همین جا از طرف همه بچه های وب چه نویسندگان چه افرادی که میان تو وب بهش ولکام (خوش اومد) میگم و امیدوارم که روزای خوبی رو با هم داشته باشیم. عزیزم به نظر من نیمه اول اصلا بازی خوب نبود ولی نیمه دوم با گل باداورده ای که استقلالی ها زدن بازی زیبا شد. چون پرسولیس اومد جلو که فقط حمله کنه. یه دفاع هم کم کرد که هجومی تر بشه واسه همینم ۲ تا موقعیت دیگه به استقلالی ها داد. ولی در کل اگه به امار بازی هم نگاه کنیم خدایی پرسپولیس هم موقعیتش بیشتر بود هم خطرناکتر. اشک های بعد بازی طرفداران استقلال هم این رو نشون میداد که بردن پرسپولیس چقدر واسشون مهمه. حتی مهمتر از قهرمانی. ولی تو خواب یه اینجور بردهایی رو ببینند اونم مقابل پرسپولیس. پرسپولیس به بقیه لیگ نشون داد که استقلال انچنان هم تیم خوبی نیست و راحت میشه جلوش ایستاد و بردش. حیف که یه خرده از شانس استقلالی ها رو نداشتیم وگرنه حداقل با ۲ گل میبردیم. حیف که استقلال فرار کرد... به چشم من نگاه نكن ، دوباره گريت مي گيره ساده بگم كه عشق من ، بايد تو قلبت بميره فاصله بين من و تو ، از اينجا تا آ سموناست خيلي عزيزي واسه من ، ولي زمونه بي وفاست قسم نخور كه روزگار ، به كام ما دو تا نبود به هر كي عاشقه بگو ، غم كه يكي دو تا نبود بگو تا وقتي زندهام ، نگاه تو سهم منه هر جاي دنيا كه باشي ،دلم واست پر ميزنه براي اين در به دري ، تو بهترين گواهمي دروغ نگو ، كه مي دونم هميشه چشم به راهمي پیرمردی صبح زود از خانه اش خارج شد. در راه با یک ماشین تصادف کرد و آسیب دید عابرانی که رد می شدند به سرعت او را به اولین درمانگاه رساندند . . در تبریز به مناسبت میلاد حضرت علی به کسانی که نامشان میلاد بود جوایزی داده شد!!!! به اصفهانيه ميگن شيرين تر از عسل چي خوردي؟ميگه ترشي مجاني!!! از لره مي پرسن 12 فروردين چه روزيه؟ مي گه روزي که مي ريم جا مي گيريم واسه 13 به در .................................. چند تا جک گذاشتم واسه اونایی که دوست دارن بخندن یه چند روزیه خودم وبلاگو گرفتم دستم. از مدیر وبلاگم خبری نیست من پروانه (عاشقه تمام پروانه ها ُ) نویسنده جدید وبلاگ هستم و خیلی خوشحالممممممممممممم که تو یه وبلاگ گروهی شرکت می کنم. امروز اولین آپمه . فکر کردم فکر کردمممممممممممم تا به این نتیجه رسیدم که با اولین آپم یه چند نفرو بخندونم ( اگر موفق بشم ............................................. وقتي باران مي بارد همه چيز زيبا مي شود گلها درختان ....... همه چيز ميگما تو هم برو زير بارون شايد يه فرجي شد تركه ميره مشهدميگه يا امام علي.قربون اون سره بريدت برم كي ميشه ظهوركني ما اينقدر نيام قم یه لره میاد تهران ، میبینه همه آستین کوتاه پوشیدن . میگه : اِ ، پس اینا دماقشونو با چی پاک میکنن .................................................... وای ببخشیدددددددددددددددد یادم رفت سلام کنم به دوستام ( سلام نیلوفر جان ُ چطوری لیدا جونمُ سلام سلام آقا پوریا -( اُه اُه رسیدم به مدیر وبلاگ.)سلام علیکم جناب آقای سینااااااااااااا. هوای ما رو داشته باشیا ببخشید خیلی مزاح کردمممممممممممممممممممممممممممممممم. هنوز یه چیزی کم دارم حسی مث دلواپسی می خوام دوباره تب کنم گر بگیرم نفس نفس نمیدونم چرا ولی چند وقته غم و غصه و ناراحتی مثل یه اپیدمی شده و همه جا رو گرفته. تا کی باید مردم مخصوصا جوونها اینقدر غصه بخورند؟ تا کی باید در خلوتشون روزها و شب ها بگریند؟ نمیدونم هیچ کس هم کاری به این کارا نداره. من خودم که دیگه دارم از ناراحتی میمیرم. من هم قبول کردم. این که چیزی نیست اگه هر کاری از من بخواد واسش انجام میدم. و الان من مدیر این وبلاگ شدم. هر کسی که فکر میکنه میتونه تو این وب به عنوان نویسنده فعالیت کنه تو قسمت نظرات اعلام کنه. فعلا بای تا بعد مبارک مبارک تولدت مبارک بیا شمع هارو فوت کن تا صد سال زنده باشی سلام. امروز روز تولد لیدا جون دوست گلمه. امروز خدا اون رو بهمون میده. در این روز قشنگ یعنی ۲۲ اذر یکی از فرشته های خدا از اون بالا کم شد و اومد پایین. من امروز رو به دوست گلم لیدا جون تبریک میگم و واسش ارزوهای قشنگ و رنگارنگ دارم. واسش ارزو دارم که همیشه زندگی همراه با عشقی رو داشته باشه و سالم و سر حال باشه. قشنگ ترین صدای زندگی من لبخند زدی و آسمان آبی شد ببخشید که کار دیگه ای از دستم بر نمی اومد. این روز رو حتی واسه چند دقیقه هم که شده به خاطر تو شادم. تولدت مبارک عزیزترین... تو به من خندیدی و نمی دانستی من به چه دلهره ای از باغچه ی همسایه سیب را دزدیدم باغبان از پی من تند دوید سیب را دست تو دید غضب آلود به من کرد نگاه سیب دندان زده از دست تو افتاد به خاک و تو رفتی و هنوز سالهاست که در گوش من آرام آرام خش خش گام تو تکرار کنان می دهد آزارم و من اندیشه کنان در پی این پندارم که چرا خانه کوچک ما سیب نداشت؟!!! یه روز توهم کم میاری جلو کسی یه روز توهم میمیری از عشق کسی منم یه روز واسه ی تو میمردم اما ندیدی منم یه روز ناز می کنم وقتی که پاهام ببوسی دیگه گذشت از ما ولی خدا کنه که تو ببینی عشق رو دلت یه جا پر بزنه واست نزاره عشق رو . . . نمیدونم چه رسمیه عاشقا بهم نمیرسن؟ نمیدونم چه رسمیه دلها بهم نمیرسن؟ نمیدونم چرا وقتی بهش می گم دوسش دارم بهم فقط می خنده و میگه یه تخته کم دارم . . . حرفی بزن که موج صدايت شنيدنی ست شعر زلال جوشش احساس های من از موج دلنشين کلام تو چيدنی ست يک قطره عشق کنج دلم را گرفته است اين قطره هم به شوق نگاهت چکيدنی ست خم شد- شکست پشت دل نازکم ولی بار غمت ـ عزيز تر از جان ـ کشيدنی ست من در فضای خلوت تو خيمه می زنم طعم صدای خلوت پاکت چشيدنی ست تا اوج ، راهی ام به تماشای من بيا با بالهای عشق تو پرواز ديدنی ست بر خلاف روزهای دیگه امروز خیلی خوشحالم. تازه یه جشن تولد کوچک گرفتم که اگه قابل دونستید و خواستید تو جشن تولدم شرکت کنید روی لینک زیر کلیک کنید و توی شادی من سهیم باشید. همیشه مهربان بمانید.
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()

![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
میدونی چه قدر دلم برات تنگ شده؟
حرفای من اینجاست توو سینم
جایی که هر لحظه دنبالت میگرده
منتظره تا برگردی
خودتم نمیدونی چه قدر دلم برات تنگ شده
دلم میخواد این دلتنگیا و دوری زودتر تموم شه
هروقت بهت میگم بی تابتم زودتر برگرد
میگی تموم میشه عزیزم یه ذره دیگه مونده
نمیدونم این یه ذره چرا اینقدر طول میکشه
احساس میکنم توو این دوریا پیرشدم
خسته ام
خیلی خسته
حتی وقتی میایی بازم دلم برات تنگه
چون میدونم میخوایی زود بری
نمیدونم چرا سهم منی که عاشقتم چرا اینقدر از کنار تو بودن کمه
تمام لحظاتی که کنار تو هستم دلم میخواد توو آغوشت گریه کنم
اما تو نمیذاری گریه کنم
اما وقتی میری گریه هام شروع میشه
میدونم باید دوباره روزای زیادی رو دوور از تو سپری کنم
نازنینم چرا اینقد ازم دوری
قلب من خسته اس....
خیلی خسته.....

پرستاران ابتدا زخمهای پیرمرد را پانسمان کردند. سپس به او گفتند: "باید ازت عکسبرداری بشه تا مطمئن بشيم جائی از بدنت آسیب ديدگي يا شکستگی نداشته باشه "
پیرمرد غمگین شد، گفت خيلي عجله دارد و نیازی به عکسبرداری نیست .
پرستاران از او دلیل عجله اش را پرسیدند :
او گفت : همسرم در خانه سالمندان است. هر روز صبح من به آنجا می روم و صبحانه را با او می خورم. امروز به حد كافي دير شده نمی خواهم تاخير من بيشتر شود !
يكي از پرستاران به او گفت : خودمان به او خبر می دهیم تا منتظرت نماند .
پیرمرد با اندوه ! گفت : خیلی متأسفم. او آلزایمر دارد . چیزی را متوجه نخواهد شد ! او حتی مرا هم نمی شناسد !
پرستار با حیرت گفت: وقتی که نمی داند شما چه کسی هستید، چرا هر روز صبح برای صرف صبحانه پیش او می روید؟
پیرمرد با صدایی گرفته ، به آرامی گفت: اما من که می دانم او چه کسی است !
![]()
آقا سینا پس کوشی.
) با اجازه مدیر وبلاگ ( آقا سینا)![]()
![]()
![]()
![]()
.
حس دو باره گم شدن یه جائی پشت بی کسی
هنوز به فکر گفتنم به فکر زیر و رو شدن
اما یه چیزی کم دارم برای قصه گو شدن
با یک ترانه گل کنم تازه بشم همین وبس
اما یه چیزی کم دارم چیزی به رنگ چشم تو
غم غریب یک سفر غم قشنگ چشم تو
می خوام منم سر بزنم به سبزی خاطره ها
از تو غزل سرا بشم از من من جدا بشم
مرد جوان به پير مرد اشاره كرد و گفت تو حتماً شوخي ميكني؛ قلب خود را با قلب من مقايسه كن؛ قلب تو فقط مشتي رخم و بريدگي و خراش است .
مرد جوان بي هيچ سخني ايستاد، در حالي كه اشك از گونههايش سرازير ميشد به سمت پير مرد رفت از قلب جوان و سالم خود قطعهای بيرون آورد و با دستهاي لرزان به پير مرد تقديم كرد پير مرد آن را گرفت و در گوشهاي از قلبش جاي داد و بخشي از قلب پير و زخمي خود را به جاي قلب مرد جوان گذاشت .
![]()

صدای قلب تو
و
قشنگ ترین روز زندگی من
روز تولد توست...




شب های قشنگ مهر مهتابی شد
پروانه پس از تولد زیبایت
تا آخر عمر غرق بی تابی شد





| Design By : Night Skin |



